الملا فتح الله الكاشاني

52

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

هم مذهب ايشان باشند و شياطين را كه همنشين ايشان بوده باشند در موقف خود بازداريد غرض كه هر طايفه با مثل خود جمع كنند بت‌پرستان را با بت‌پرستان و ستاره‌پرست را با ستاره‌پرست بر اين قياس زنان كافران را با كافران و زانى و خمار را با خمار و تابعان ظلمه با ايشان و شياطين را پيشوايان همه ايشان گردانيده و در محشر حاضر سازند و اصح آنست كه اين ظلمه مشركانند بدليل آنكه ميگويد حشر كنيد ايشان را وَ ما كانُوا يَعْبُدُونَ و آنچيزى را كه ميپرستيدند . مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى از اصناف بتان و چون ايشانرا در موقف خود جمع كنيد فَاهْدُوهُمْ پس راه نمائيد ايشانرا إِلى صِراطِ الْجَحِيمِ به راه دوزخ تا سلوك نمايند در آن و چون ايشانرا بنزديك دوزخ رسانيد شدايد و اهاويل آن را بايشان نمائيد . وَ قِفُوهُمْ و باز داريد ايشانرا بر پل صراط إِنَّهُمْ بدرستى كه ايشان قبل از دخول جحيم مَسْؤُلُونَ پرسيده خواهند شد از عقايد خبيثه و اعمال سيئه و در مصحف ابن مسعود واقع است كه و قفو لهم انهم مسئولون عن ولاية على بن ابى طالب و ابو سعيد خدرى و سعيد بن جبير نيز قايل اين قولند و مؤيد اينست كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هيچكس را نگذارند كه قدم از قدم بردارند تا پنج چيز از او سؤال كنند عن شبابه فيما ابلاه از جوانى تا بچه بپيرى رسانيده و عن عمره فيما افناه و از زندگانى او تا در چه بفانى رسانيده و عن ماله من اين وضعه و از مال تا از كجا كسب كرده و بچه صرف نموده و عما ذا عمل فيما علم و از علم فرايض بدانچه دانستى چه عمل كردى و عن ولاية على بن ابى طالب و اولاده ( ع ) و از دوستى على بن أبي طالب و اولاد او القصه ملايكه بعد از وقوف اهل عصيان و طغيان از روى تقريع و سرزنش بايشان گويند كه ما لكم چيست مر شما را لا تناصرون كه كه يارى يكدگر نميدهيد در خلاصى از عذاب دوزخ ايشان جواب ندهند حق تعالى ملائكه را گويد كه ايشان بر يارى يكديگر قدرت ندارند . بَلْ هُمُ الْيَوْمَ بلكه ايشان امروز مُسْتَسْلِمُونَ گردن نهادگانند و بجهة عجز و عدم حيله و عذر منقاد شدگانند بعد از آنكه در موقف از جواب ملائكه ساكت شوند و با يكديگر در مقام خصمى و جدال در آيند . وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ و روى آرند بعضى از ايشان عَلى بَعْضٍ بر برخى ديگر يَتَساءَلُونَ از يكدگر پرسند يعنى گمراه‌شدگان يا گمراه‌كنندگان خود گويند كه چرا شما ما را اضلال كرديد ايشان گويند چرا شما قبول قول ما ميكرديد . قالُوا گويند گمراه كنندگان مرايشان را إِنَّكُمْ كُنْتُمْ بدرستى كه شما بوديد كه